سایت خدماتی بیست تولزابزار تبادل لینک اتوماتیک
سایت خدماتی بیست تولزابزار تبادل لینک اتوماتیک
حرف هایی از ته دل

حرف هایی از ته دل

وبی که میتونید توش حرف بزنید...دردودل کنید...اینجا اندازه ی تمام حرفهای ناگفته جا هست...اینجا برای همه ی حرفهای خودمونی به رنگ صورتی جا هست... من گوش دارم و به تمام درد و دل هایت گوش میدهم دوست صورتی من...

مدرسه ها باز شده هااااااااااا

باز امد بوی ماه مدرسه

بوی شادی های راه مدرسه

بوی ماه مهر ...ماه مهربان...

...

بقیه اش چی بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!سوالخجالتچشم

واااااااااااای یادش بخیر... چه روزی بود..

 اولین روز مدرسه رفتن اونم تو اولین سال ...گریه

اولین کتابها...

اولین کلاس...

اولین معلم...

اولین دوستها...یول

اولین صف...

یادش یخیییییییییییییییییییییییییییییییر

قلب

 

[ پنجشنبه ۱۳ مهر ۱۳٩۱ ] [ ٧:٤٥ ‎ب.ظ ] [ هستی آریا ]

[ نظرات () ]

پاییز من

پاییز زیبا و عروس فصل هاست
برگ ریزان درخت و خواب نازغنچه هاست
خش خش برگ ونسیم باد را بی انتهاست
هرچه خواهی آرزوکن فصل فصل قصه هاست...

 

فصل باد و برگ فصل رنگ و رنگ و رنگارنگ
فصل مشق و مشق عشق و عشق انار
فصل باز باران با ترانه فصل شیدایی و مهر و مهرگان
فصل یلدا و چله پائیز پادشاه فصول بر همه مبارک باد...!


پاییزت پر از رگبار آرزوهای قشنگ

اولین لحظه های پاییزت از نم نم باران خوشرنگ

و من آرزومند آرزوهایت ...

برگ های پاییزی

سرشار از شعور ِ درخت اند

و خاطرات ِ سه فصل را بر دوش می کشند

آرام قدم بگذار ….

بر چهره ی تکیده ی آن ها

این برگها حُرمت دارند..

درد ِ پاییز ،درد ِ ” دانستن ” است

 

 

 

وقت خریدن لباس های پاییزی دقت کنید :

لباس هایی با جیبهای بزرگ به اندازه ی دو دست !

شاید همین پاییز عاشق شُدید ...

 

 

 

مثل درخت باشید که در تهاجم پاییز هرچه بدهد

روح زندگی را برای خویش نگه می دارد ...

 

 

وقتی میرفتی بهار بود..تابستون نیومدی..پاییز شد…

پاییز که نیومدی پاییز ماند..زمستان که نیای..باز پاییز میماند

تروخدا فصل ها رو به هم نریز و زودتر بیا !

 

اینجا آسمان ابریست ، آنجا را نمی دانم

اینجا شده پاییز، آنجا را نمی دانم

اینجا دلی تنگ است ، آنجا را نمی دانم ...

 

 

 

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش


ابر، با آن پوستین سرد نمناکش .


باغ بی برگی ،


روز و شب تنهاست،


با سکوت پاک غمناکش.


ساز او باران ، سرودش باد


جامه اش شولای عریانی ست.


ور جز اینش جامه ای باید،


 

بافته بس شعله ی زر تار پودش ، باد.


گو بروید یا نروید ، هرچه در هر جا که خواهد یا نمی خواهد.


باغبان و رهگذاری نیست.


باغ نومیدان ،


چشم در راه بهاری نیست.


گر ز چشمش پرتو گرمی نمی تابد،


وربهرویش برگ لبخندی نمی روید؛


باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست؟


داستان از میوه های سربه گردون سای اینک

خفته در تابوت

پست خاک می گوید.

باغ بی برگی ،

خنده اش خونی ست اشک آمیز.

جاودان بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن،

پادشاه فصل ها پاییز...

اخوان ثالث

 

 

 

 

  پاییز
بلایی ست
که هر سال بعد رفتنت
سر ِ شاخ و برگم می آورم...

.

.

.

[ چهارشنبه ۱٢ مهر ۱۳٩۱ ] [ ۸:٠٧ ‎ب.ظ ] [ هستی آریا ]

[ نظرات () ]

 

هر روز که می آمدم ،هرچقدر هم که دیر، منتظرم می ماندی

من را روی پایت می گذاشتی و از غم هایم می پرسیدی

و من برایت می گفتم از درد بی پدری ، من می گفتم و شما

آرام آرام اشک می ریختی و نوازشم می کردی

دستهای مهربانت درد قلب کوچکم را تسکین می داد

برایم از دختری قصه می گفتی که تسکینی بر دردش نبود

و این بار با هم گریه می کردیم . . .

حالا هر وقت که دلم می گیرد با جای خالیت نجوا می کنم . . .

....::::::
بابای مهربانم بیا ،بی تو دنیا جای خوبی نیست:::::....

ر نگاهت چیزیست من نمیدانم چیست؟ مثل ارامش بعد از یک غم
مثل پیدا شدن یک لبخند
مثل بوی نم بعد از باران
در نگاهت چیزیست من نمیدانم چیست؟
من به ان محتاجم

 

امان از این بوی پاییز و آسمان ابری !
که آدم نه خودش میداند دردش چیست و نه هیچکس دیگری ...
فقط میدانی که هر چه هوا سردتر میشوددلت آغوش گرمتری میخواهد               

دستت می سوزد با سیگار
به خودت می آیی ، یادت می آید دیگر نه کسی است که از پشت بغلت کند ، نه دستی که شانه هایت را بگیرد ، نه صدای که قشنگ تر از باد باشد ...
تنهایی یعنی این ... 

 

عشق همیشه جوری می آید که تو نمی فهمی
و جوری می رودکه تمام دنیا می فهمند
بد دردی است
عاشقی …! 

 

[ یکشنبه ٩ مهر ۱۳٩۱ ] [ ٤:٢۱ ‎ب.ظ ] [ هستی آریا ]

[ نظرات () ]