سایت خدماتی بیست تولزابزار تبادل لینک اتوماتیک
سایت خدماتی بیست تولزابزار تبادل لینک اتوماتیک
بابابزرگ من - حرف هایی از ته دل

حرف هایی از ته دل

وبی که میتونید توش حرف بزنید...دردودل کنید...اینجا اندازه ی تمام حرفهای ناگفته جا هست...اینجا برای همه ی حرفهای خودمونی به رنگ صورتی جا هست... من گوش دارم و به تمام درد و دل هایت گوش میدهم دوست صورتی من...

بابابزرگم

 

 

 

 

 

 

[ سه‌شنبه ٢٥ مهر ۱۳٩۱ ] [ ٩:٢٦ ‎ب.ظ ] [ هستی آریا ]

[ نظرات () ]

بابابزرگ یکی یه دونه ی من

 

نمیتونم حرفی بزنم

الان فقط 7 روز گذشته و هر روز جای خالیش بیشتر حس میشه....

بمیرم واسه بابام که مرد و همه میگن نباید جلو مادرش گریه کنه... اما گریه کرد...

اشکشو من دیدم... خم شدن کمرشو من دیدم... بی هوش شدنشو من دیدم... من دیدم که 7 شب پیش همه ی موهاش سفید شد...من دیدم که پیر شد... دیدم که میگفت بابا بلند شو ...

بابابزرگ خوبم هستی...

میدونم که هستی...

میدونم که هستی و میبینی که چطوری پسر بزرگت واست پرپر میزنه...

میدونم که خودت تو خوابم بودی و گفتی که 1هفته بیشتر زنده نیستی...

میدونم که میدونستی داری میری...

میدونم که از خدا میخوای به بابام صبر بده...

دیگه طاقت اشکاشو ندارم ...

 

 

 

[ سه‌شنبه ٢٥ مهر ۱۳٩۱ ] [ ٩:۱٦ ‎ب.ظ ] [ هستی آریا ]

[ نظرات () ]