سایت خدماتی بیست تولزابزار تبادل لینک اتوماتیک
سایت خدماتی بیست تولزابزار تبادل لینک اتوماتیک
حرفهای خودمونی - حرف هایی از ته دل

حرف هایی از ته دل

وبی که میتونید توش حرف بزنید...دردودل کنید...اینجا اندازه ی تمام حرفهای ناگفته جا هست...اینجا برای همه ی حرفهای خودمونی به رنگ صورتی جا هست... من گوش دارم و به تمام درد و دل هایت گوش میدهم دوست صورتی من...

تغییر مکان... :( اطلاعیـــــــــــــــــــــــــــه

با عرض شرمنده گی دارم از این وبلاگ نقل مکان میکنم... به دلیل کند بودن و پشتیبانی نکردن پرشین بلاگ...

کشتم خودمو کد گذاشتم...شد... اما قالب که عوض شد اونم دیگ پشتیبانی نشد... فعلا از این آدرس آپ میشم...

 

www.harfhaiaztahedel.blogfa.com

 

 

 

اگه دیدم اینم همینطوری بود برمیگردم همینجا...

اونجا تنهام نذارینا... غریب افتادم اونجا...بهم سر بزنین...منتظر نظراتتون هستما...

ماچ واسه طرفدارای گلم...

 

 

 

 

 

 

 

 

هستی آریا

[ سه‌شنبه ۱٥ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ۳:۱۸ ‎ب.ظ ] [ هستی آریا ]

[ نظرات () ]

 

[ سه‌شنبه ۱٥ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ٢:٢٤ ‎ب.ظ ] [ هستی آریا ]

[ نظرات () ]

بمانم یا بماااااانم؟

[ پنجشنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ٢:٥٠ ‎ب.ظ ] [ هستی آریا ]

[ نظرات () ]

دوست داشتن تعریف داره...

یه سری آدمارو خیلی دوست دارم...

همونایی که هیچوقت باور نمیکنن اطرافیانشون بد ذاتن...با این که واقعا هستن...

همونایی که میگن دوست دارم اما اگه از دلشون بپرسی واقعا عاشقتن...

همونایی که تا بد بودن ادمارو با چشم خودشون نبینن و لمس نکنن به کسی انگ بد بودن نمیچسبونن...

میگن همه خوبن...مگر اینکه عکسش ثابت شه...

همونایی که وقتی یه دختر بچه ی گل فروش و تو خیابون میبینن اشک تو چشماشون جمع میشه و دستشون و میکنن تو کیفشون... آخرشم میگن بقیه اش واسه خودت...

همونایی که وقتی از جلو گل فروشی رد میشنن یهو پاهاشون قفل میشه و مکث میکنن...یه مرور کوچیک... امروز تولد کسی نیست؟سالگرد چطور؟روز پدرو و روز مادرم که نیست! خودم چی؟ حتما بهانه ای باید باشه... نه.. دلشون گل می خواد و میخرن... بدون مناسبت...

همونایی که همیشه بی دلیل اسمشون و رو گوشیم میبینم... یه اس ام اس که محتواش فقط دلتنگی...

همون آدمایی که وقتی می خوای از خیابون رد شی دستتو میگیرن و سینه سپر میکنن...

همونایی که با این که 100 بار دلشون و شکستی بازم وقتی میبینتتون دستتو میگیره و سفت فشار میده و با یه بوس محکم بهت میفهمونه که همه دلخوریا تموم شده...

 

 

وظیفتونه مواظب این ادما باشین... دلشون نازکه اما قد دریـــــــــــــــــــاست....

 

اهـــــــــــــــــــــــــــــای... همــــــــــــــــــونا..... دوستتون دارم... میشناسین منو... هستی... همون دختری که آرزوشه مثل شماها باشه...

 

 

 

 

 

 

 

دوستتون دارم عزیزای دل

 

 

                                                                           هستی آریا

[ چهارشنبه ٢ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ٥:٢۱ ‎ب.ظ ] [ هستی آریا ]

[ نظرات () ]

 

خدایا دلگیرم از تو...به قولت وفا نکردی...

 گفته بودی حق انتخاب دارم...

پس چرا انتخابم در آغوش دیگریست؟؟؟؟

[ چهارشنبه ٢ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ٥:۱٢ ‎ب.ظ ] [ هستی آریا ]

[ نظرات () ]

حرفهای من

دلم گرفته...

نه میخوام ادبی حرف بزنم ن دوس دارم سلام کنم... انقد دلم گرفته که منتظر یه جرقس تا بترکه...

میخوام حرف بزنم...میخوام داد بزنم و بگم اهای خاک برسر خجالت نمیکشی که انقد بی وجدانی؟!!!!!! 

میدونم ک نمیبینه این پست و پس خفه میشم و مث همیشه  دهنمو میبندم...

ببین کوجوووولو اینی ک تو داری واسش بال بال میزنی من خودم انداختمش سطل اشغال.. از کی تاحالا حیواناتم ادعا دارن؟!!!

بسه دیگ نمیخوام چیزی بگم...

الان میگین این دختره با خودش درگیره... نه اما دلم پره...یکی و دوست داری ک دوستت نداره...یکی دوستت داره ک تو دوسش نداری...یکیم ک هم تو دوسش داری هم اون ب رسم زمونه بهش نمیرسی...و این زجر...

این اقا عزیز هست تو گیلان که عاشق نگار بوده ۵۰ سال پیش و بهش ندادن...الان ۵۰سال که سربه بیابون گذاشته و داره تو غار زندگی میکنه...کاش همه عاشقا اینطوری بودن...کاااااااااااااااااش....

[ یکشنبه ٢۳ تیر ۱۳٩٢ ] [ ٧:٥۱ ‎ب.ظ ] [ هستی آریا ]

[ نظرات () ]

طعنه نـــــع...حرف دل...اما تلـــــــــــــخ...


در کودکی در کدام بازی ، راهت ندادند ،
که امروز ، اینقدر دیوانه وار ،
تشنه ی “بازی کردن” با آدم هایی؟!

 

یه سری آدما رو نباید بالا برد
باید بالا آورد . . .

 

.
مهم نیست از بیرون چه طور به نظر میام !
کسایی که درونمو می بینن واسم
کافین !
واسه اونایی که از رو ظاهرم قضاوت می کنن حرفی ندارم !
همون بیرون
بمونن واسشون بسه !


عزیزم وقتی گند زدی به زندگیِ طرف ،
موقع رفتن دیگه دهنتو ببند لطفا ؛ نگو قسمت
نشد !

 

شماره بعضیارو باید تو گوشیت نگه داری ،
نه واسه اینکه بهشون زنگ بزنی ،
واسه اینکه اگه اونا زنگ زدن جواب ندی …

گاهی احساس میکنی که اگه وقت بذاری و به یه سیب زمینی پخته عشق بورزی،
بیشتر
جواب میده تا به بعضی آدما …

 

قشنگیه لیــاقــــت اینه که , همه نمیتونن داشته باشن
حتـــی شما دوست
ناعزیـــز

هــــــــی تــــــــــــو !
از اینکه امروز مورد توجه هستی خوشحال نباش
تیتر
اول روزنامه امروز
کاغذ باطله فرداست…

 

لاشه ی عاشقی ام
سگ خورِ نامردیِ تو
این قدر خون به دلم هــــست
که هارت
کند . . .

حالت تهوع دارم !!!
این حالت تهوع لعنتی با هوای آزاد و قرص درست
نمیشود
علاجش ….
فقط بالا آوردن فحش هایی است که به دیگران بدهکارم . .

حسرت
چیزی نیست که من بخورم
حسرت
اون چیزیه که به دلت میذارم …

 

 

افسانه ها را رهــــــــا کن
دوری و دوستی کدام است؟؟
فاصله هایند که دوستی را میبلعند !!!
تـــــــــــو اگر
نباشی
دیگری جایت را پر میکند…
به همین ســــــــــــادگی…

........

[ یکشنبه ٢ تیر ۱۳٩٢ ] [ ٥:۱٩ ‎ب.ظ ] [ هستی آریا ]

[ نظرات () ]

 

اسمش پریاست ویه سال ودوماهشه بخاطر عفونت شدیدی که داشته بستری شده...

دکترا ازش قطع امید کردن...براش دعا کنید

ازطرف Ali Rasouliپدر این کوچولو...

لطفا به اشتراک  بذارید تا همه براش دعا کنن...شاید دعاتون معجزه کنه...

نگراننگراننگران

خواهش میکنم دعا کنین ...

ممنون میشم اگه هرکدومتون

یه سوره حمد واسش بخونید واسه همه مریضا

 

تورو خدا واسش دعا کنین

[ شنبه ۱ تیر ۱۳٩٢ ] [ ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ ] [ هستی آریا ]

[ نظرات () ]

به سلامتــــــــــــــــــــی ...

به سلامتی اون پسری که به دوست دخترش گفت:

 اگه بری اسمت میشه اسم دخترم، اگه بمونی میشی مادرش....

.....

به سلامتی اون پسری که به دوست دخترش دست نزدو گفت:

 شاید مال من نشی نمیخوام دست خورده باشی....

 

 

به سلامتی همه ی پسرایی که دلیل دوست داشتنشون صداو... دخترا نیست...

دلیل دوست داشتنشون لطافت و روح و احساس دختراست...

[ شنبه ۱ تیر ۱۳٩٢ ] [ ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ ] [ هستی آریا ]

[ نظرات () ]

دنبالتــــــــــــــــــــم...
دنبال کسی میگردم...
 
 
 
 
בنبــال کســی می گردم کـﮧ تــوے بهــار کـﮧ زنگ
بزنــم بـבوטּ هیــچ בلــیلے بگم
:



"مــیاے بریم
زیر ایــن رگبــار وُ هــواے خوش قدم
بزنیـم؟! "

בر جوابـــم فقط بگـﮧ
:


" نیـــمـ
ساعت בیگــــﮧ کــجا باشم ؟!
"

توے
تابستــوטּ کـﮧ زنگ بزنمـ بـבوטּ هیچ בلیلے وُ بگــمـ
:



" میــاے
بریمـ خیـابـون تا هرجــا شـב قدمـ
بزنــیمـ ؟! "

בر جوابــمـ فقط بگـﮧ
:


" ناهار اونجـــایــے کـﮧ من میــگم ...
"



توے پاییــز کـﮧ زنگ بزنــمـ و بـבوטּ هیچ בلیلے
بگمـ :

" میاے صــداے ناله ے برگهاے خیــابــونــارو בر
بیاریمـ خش خش صدا بدَטּ ؟!
"



בر جوابــم
فقط بگـﮧ :


" בوربینتم بیـــار...
"

توے زمستــون زنگ بزنمـ بـבوטּ هیــچ בلیلے بگمـ
:



" چنارهاے
خیــابــونـــآ منتظرטּ با یـﮧ عالمه برف
!! "



بعــב با
ترבید بگـــمـ :

" میــاے کـﮧ
؟! "



בر جوابـــمـ
بـבون مکث بگـﮧ:


" یـﮧ
جفت בستکــش میارمـ فقط ... یـﮧ لنگــه
من ، یـﮧ لنگــه تو
...

سر اینکــه בستاے گره شده مون توے جیب کـے باشـﮧ بعـבا تصمیمـ میگیریـــم
..."

 

 

 

[ پنجشنبه ۳٠ خرداد ۱۳٩٢ ] [ ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ ] [ هستی آریا ]

[ نظرات () ]

 

تو روخواستن قشنگ بود عین یه رویای زیبا درست مثل رسیدن به تموم ارزوهای دنیا تورو خواستن مثل یه بهونه واسه زندگی بود مثل یه عشق واقعی مثل خوشبختی محض بود  ...                                                     

 

از طرف وثوق

[ پنجشنبه ۳٠ خرداد ۱۳٩٢ ] [ ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ ] [ هستی آریا ]

[ نظرات () ]

 

بهـــترین لحظه اون موقعــس که

برگردی یکی رو که خیلی دوسش داری نگاهش کنی

ببینی اونم داشته تو رو نگــاه
میـــکرده

 

[ چهارشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩٢ ] [ ٦:۱۳ ‎ب.ظ ] [ هستی آریا ]

[ نظرات () ]

خداااا دلم گر فتـــــــــــــــه....

به وسعت آسمان دلم گرفته است..

 

گاهی دلت میخواد یکی بود که بی منت دوستت داشت

بی منت به حرفات گوش میداد

بی منت همراهیت میکرد

بی منت در آغوش میگرفتت

بی منت بودنت بهش آرامش میداد

کاش بود... کاش یکی بود که بودنم براش مهم بود. که چه جوری بودنم
براش ارزش داشت. کاش بود...چقدر بده که بهت بگن بودنت مایه زنج و عذابه. چقدر سخته
که توی این روزای سرد وجودت آزاردهنده اطرافیانت باشه... خدایا کمکم کن دیگه کسی رو
آزار ندم مخصوصا" کسایی که دوسشون دارم... خدایا بهم توان بده تا بتونم تنهایی از
پس این زندگی لعنتی بر بیام...

بهم صبر بده خدا...

 

 

[ چهارشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩٢ ] [ ٥:٤۸ ‎ب.ظ ] [ هستی آریا ]

[ نظرات () ]

 

احساس
است…
مزرعــــه که نیست
هـــــی شخـــمش میـــــزنی
لعنتــــــی…!
.
.
.
مانند شیشه
شکستنـــــم آسان بـــود . .
.
ولی
دیگـــر به مــن دست نزن
این بار زخمی ات خواهم
کرد
.
.
.
این اشتباه من بود که کار های تو رو با یه “ش” اضافه می
خوندم
تو به قلبم “عق ” زدی و من اونو “عشق” می دیدم
تو برای دلم “ور” زدی و
من اونو “شور” زدن دلت می دیدم
تو اراجیفت رو “عر” می زدی و من همه اونها
رو”شعر” می دیدم
تو ارزش یه “اه” رو هم نداشتی اما من تورو “شاه” می دیدم
!
.
.
.
تو سراپا ادعایی عزیزم …
انکار نکن !
عشقت را چشیدم ،
طعم کشک میدهد !
.
.
.
صدا …
دوربین …
حرکت …
باز هم برایم
نقش بازی کن !
.
.
.
هنوز آنقدر ضعیف نشده ام
که خطرِ ریزشِ این
کـوه را جار بزنم
اما تــــو
حوالیِ من که می رسی احتیاط
کن
.
.
.
من اگر دختر نفرین شده ی اندوهم
یا که از نسل گلی هرزه
میان کوهم
تو هم آن آدمک چوبیه پیمان شکنی
که فقط لایق آتش
زدنی
.
.
.
وفا ! یعنی این که :
بعد از رفتنت
حتی نگذاشتم کسی
بفهمد مرا دور زدی !
.
.
.
نــَـمـَــکــ بَـــر زَخمــَم
نَپـــــــاش
یادَت باشَـــــــــــــــــــــــد
این نَـــمَـــــکـــ
هـــارا از سـَـــرِ سُـــفره ی دِلِ مَـــــن
بَــــرداشتی…
.
.
.
تمام شدن من پایان من نیست… آغاز بی لیاقتی
توست
.
.
.
خــودَم قَبـــول دارم کـــهنه شـــده ام
آنـــقدر
کــهنه…
کــه می شــوَد
رویِ گَرد و خـــاک تَنـــَم
یــادگــاری
نــوشت…
بنویس
و…
برو…..
.
.
.
تنهایى با ارزشه چون خالی از
انسانهاى بى ارزشه…
.
.
.
تقصیر تو نیست، مقصر معلم دستور زبان فارسی
بود:
به من نگفت که من با هر تویی ما نمیشود!
.
.
.
امروز به
“آنهایی” می اندیشم که روی شانه هایم” گریه کردند
و نوبت “من” که شد “شانه ” خالی کردند
!!!
.
.
.
پستی در تو موج میزند
احساست را بریده اند
؟!
.
.
.
نمی دانــــم
شاید فکر میکنی که فقط خودت میدانـــی
بوی
گند کثافتت شهر را گرفته
حالا همه میدانند …
.
.
.
تو خوبی ، تو
ماهی ، یه دونه ای
آره…
فقط آدم هم بشی حــــلّــــــه . .
.
.
.
.
دیـــــــــــگر هیـچ چیــز مشتــــــــرکی بیــن مـا
نیــــست. . . . .
تنـــــها آسمــــــانمــان یـــــکـــیست . .
.
.
.
.
بگـــذار آغوشم بـــرای همیشه یخ بـــزند
نمی خواهم کـــسی
شـــال گردن اضافی اش را دور گـــردن احســـاسم بیاندازد . . .
!
.
.
.
نترس جانم!
ظرفیت باور من به اندازه ی همه ی دنیاست
تو دروغت را
بگو
.
.
.
ای دل بی ارزش !
لامـــصب……………..یاد بگیر !
اگه کسی
بهت گفت دوسِتـــــــ دارم
لزوما به این معنی نیست که کَسِ دیگه ای رو دوست
نداره…!
.
.
.
بعضی آدمها باید مثل جعبه ی سیگار برچسب هشدار داشته
باشن
تا فراموش نکنی که دوست داشتنشون
فقط برای تو ضرر
داره…
.
.
.
این روزهــا ،
هر جایی را که نگاه می کنم پـــــــــ ـر است از وجود آدم
های” بی وجـــ ـود ” …
.
.
.
زیاد فرقی نکرده…
خودِخودشه
فقط
اونی که داره باهاش قدم میزنه
” من ” نیستم
.
.
.
دل را بدنام
نکنیـــــــــــــــــم …
آنچه بعضی ها در سینه دارند
کاروانسراست ؛
نه دل

.
.
.
از پنجره شستند چرا ؟؟باران را
از یاد ببردند چرا ؟؟ یاران
را
آنها به گمان خویش روشنفکرند
باور نکنید این دغل کاران
را
.
.
.
دوستت دارم هایت را باور می کنم
درست مثل امضای آخر نامه
هایت که می گویی خون است…
اما طعم آب انار می دهد
.
.
.
وقتی بنا را
بر رفتن گذاشتی …
تو با هر سیب کرم خورده ای وسوسه میشوی …
پس همان بهتر که
نباشی …
برو … !
.
.
.
این روزها هرکی منو میبینه میگه :
وااای
خوش به حالت چقدر لاغر شدی !!! رمز موفقیتت چی بوده ؟
من فقط لبخند میزنم و تو
دلم میگم : بازیچه شدن …
.
.
.
ز دوستان دو رنگم عجیب دل تنگ
است
فدای همت آن دشمنی که یکرنگ است
.
.
.
زخــمهـایــم به طعنـه مـی گــوینــد : دوستــانــت ، چـــقدر بـــانمـــک انـــد…..
.
.
.
هر
چیزی زیادیش دل رو میزنه ، زیاد دوستت داشتم …
هروقت حرف دلمو زدم ، دلتو زدم
!
.
.
.
ساکت نیستم
لبهایم هم نسوخته است
تنها
تمام
من
تاول زده
از آشی که نخورده ام…
.
.
.
این روزها ساکت که
بمانی…
می رود به حساب جواب نداشتنت
عمرا اگر بفهمند داری جان میکنی
تا
احترامشان را نگه داری …..

[ سه‌شنبه ٢۸ خرداد ۱۳٩٢ ] [ ٧:۱٦ ‎ب.ظ ] [ هستی آریا ]

[ نظرات () ]

 

به ما ظلم شده است : آنگاه که در کودکی داستان سیندرلا و زیبای خفته را برایمان خواندند ُ داستان سیندرلا که در ان شاهزاده فقط یکی را انتخاب میکرد یکی را و با همو میرقصید پس از ناپدیدشدنش با تنها نشانه ای که از او داشت یعنی یک لنگه کفش تمام شهر را زیرورو کرد و داستان زیبای خفته آنگاه که شاهزاده پس از تحمل مشقت ها و شجاعت های بسیار خود را به برج تک معشوقه اش میرقصاند و به ما ظلم شده است آنگاه که پس از تمام آن داستانها در بزرگسالی نشانمان دادند که چگونه شیوخ عرب سعی میکردند بین همسران متعددشان عدالت برقرار کنند !

 

 

مرضیه جون از طرفدارای وب... ماچ

[ شنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩٢ ] [ ٩:٤٢ ‎ب.ظ ] [ هستی آریا ]

[ نظرات () ]

 

بگو چگونه صدایت کنم

که برگردی...

[ شنبه ۱۱ آذر ۱۳٩۱ ] [ ٤:۱۱ ‎ب.ظ ] [ هستی آریا ]

[ نظرات () ]

 

من عاشقی بلد نبودم!

من حتی عاقلی هم بلد نیستم!

در مسابقه برگ پاییز ی و جوی گذران آب

هر عاشقی میفهمد

که برنده مسابقه برگ است

که یک جای سرنوشت گیر کرده است!

وهر عاقلی میداند

تمام عمر رانبایست به انتظار یک روز رسیدن برگ ماند!

من نه عاقلی بلد بودم و نه عاشقی!

بلد نبودم حرفی هست؟

 

[ چهارشنبه ۸ آذر ۱۳٩۱ ] [ ٦:٤۱ ‎ب.ظ ] [ هستی آریا ]

[ نظرات () ]

خرمالو میخوام ... وااااااای

 وااااااااااای جان من اینارو ببینین...

دلتون نمیخواد...؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 نتونستم به پستام ادامه بدم و اینارو نادیده بگیرم....

1 دونه از اینا بیوفته من اولین کسی هستم که میگیرتش....

همه ی این فصل یه طرف این خرمالو هاش یه طرف....

مگه نه؟

راستی دقت کردین این درخت تنها درختی که با این که هیچی برگ ازش نمونده اما میوه میده؟!!!!!!!!! چرا انقدر بخشنده است؟!!!!!!!

[ چهارشنبه ۸ آذر ۱۳٩۱ ] [ ٦:۱٧ ‎ب.ظ ] [ هستی آریا ]

[ نظرات () ]

 

سراسر امروز
باران بارید
اگر از سنگ‌ها آهی بر نمی‌خاست
جز من
چه‌کس
غیاب تو را می‌دانست ؟

                         

[ سه‌شنبه ٧ آذر ۱۳٩۱ ] [ ٦:٤٦ ‎ب.ظ ] [ هستی آریا ]

[ نظرات () ]

می شناسمت ای سفیدی ...

به شادی
مردم اعتماد مکن برف
تا می‌باری نعمتی
چون بنشینی به لعنت‌شان دچاری.

چیزی در سکوت می‌نویسی
همه‌مان را گرفتار حکمت خود می‌کنی
ما که
سفید‌خوانی‌های تو را خوب می‌شناسیم.

[ دوشنبه ٦ آذر ۱۳٩۱ ] [ ٦:٠۸ ‎ب.ظ ] [ هستی آریا ]

[ نظرات () ]

هوای نبودن تو... خیس است

باران می بارد...
و من؛
در این هوای نبودنِ تو
،
مینشینم؛ پشت پنجره ی مه
گرفته
...
سرم؛
تکیه میخورد به شیشه...‏
و انگشتانم؛
بی هوا
می لغزند روی شیشه و
نقش میزنند...
و گونه هایم؛
آهسته آهسته،

خیس می‏شوند...

نقش میزند.......

[ دوشنبه ٦ آذر ۱۳٩۱ ] [ ٦:٠۳ ‎ب.ظ ] [ هستی آریا ]

[ نظرات () ]

نیمکت کهنه...

نیمکت چوبی کهنه نم گرفته زیر بارون ، زیر سقف بی قرار شاخه های بید مجنون ابر بی طاقت پاییز مثل من چه بی ستارست ، مثل من شکسته از این نامه های پاره پارست

[ جمعه ٢٦ آبان ۱۳٩۱ ] [ ۱:٢٥ ‎ب.ظ ] [ هستی آریا ]

[ نظرات () ]

بهانه نیاور... رنگین کمان من

اگر میدونستی چقدر دوستت دارم...

برای اومدنت بارون رو بهانه نمیکردی...

رنگین کمان من...

 

[ پنجشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ ] [ هستی آریا ]

[ نظرات () ]

جملات الهام بخش

[ پنجشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ ] [ هستی آریا ]

[ نظرات () ]

جملات الهام بخش

[ شنبه ٢٠ آبان ۱۳٩۱ ] [ ٤:۱٧ ‎ب.ظ ] [ هستی آریا ]

[ نظرات () ]

جملات الهام بخش

متفکر

 

[ شنبه ٢٠ آبان ۱۳٩۱ ] [ ٤:٠٦ ‎ب.ظ ] [ هستی آریا ]

[ نظرات () ]

زود میام...

وقتی بهت میگه : جات خالیه.... 

نگو دوستان به جای ما! شاید منتظر اینه که بگی :

 

جامو نگهدار ؛ زود میام ...

[ چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳٩۱ ] [ ۳:٤۱ ‎ب.ظ ] [ هستی آریا ]

[ نظرات () ]

متنفرم... میفهمی؟

متنفرم از همه اونایی که معنی هوس رو نمی فهمن.....

متنفرم از همه اونایی که تو رو فقط تو یه شرایط درک میکنن.......

متنفرم از کسایی که ادعای دوس داشتنت رو میکنند....

متنفرم از اونایی که معنی دوس داشتن و وابستگی رو اشتباه میگیرن........

متنفرم از کسایی که دلشون خوشه به 4 تا دوست دور و برشون و
نمیفهمن...  تنهایی یعنی چی...

متنفرم از کسایی که دیگران رو نه به خاطر خودشون بلکه به
خاطر خدماتشون...  دوست دارن.....

متنفرم از اونهایی که من رو پایان همه شکستهای عشقیشون
میدونن!!!...

متنفرم از کسایی که هستن ولی خاطره میشن چون فکر میکنن
خاطره شدن... چیز شیکیه! 

.متنفرم از کسایی که تکلیفشون با خودشون معلوم نیست.نمیدونن میخوان باشن... یا نباشن!

 

متنفرم از اینکه دیگه کسی نیست که انتظارش رو
بکشم...

متنفرم از خودم...... از سرنوشتم...

از این بغضهای لامصب بیشتر از همه متنفرم..........

 

خستم خسته... چرا هیشکی درک نمیکنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

[ چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳٩۱ ] [ ٢:٥٩ ‎ب.ظ ] [ هستی آریا ]

[ نظرات () ]

شعر می گویم.... تو

خاطرت هست؟
می گفتم در قانون من
چه بدانی چه ندانی،
چه بخوانی چه نخوانی
وقتی خون به نقطه ی جوش می رسد،
...شعر می شود...

اما چند روزیست واژه ها خیال قافیه شدن ندارند!
شعر امشبم تنها یک کلمه است:


تــــــ ــو!

[ دوشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩۱ ] [ ٧:٢٦ ‎ب.ظ ] [ هستی آریا ]

[ نظرات () ]

کاش بفهمی...

کاش می فهمیدی ….
قهر میکنم تا دستم را محکمتر بگیری و بلندتر بگویی:
بمان…
نه اینکه شانه بالا بیندازی ؛
و آرام بگویى:
هر طور راحتى …

[ دوشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩۱ ] [ ٧:۱٢ ‎ب.ظ ] [ هستی آریا ]

[ نظرات () ]

 

خدای من خداییست که اگر سرش فریاد کشیدم به جای اینکه با مشت به دهانم بزند با انگشتان مهربانش نوازشم می کند و می گوید میدانم جز من کسی نداری !!!

 

"دوستت دارم"را
من دلاویزترین شعر جهان یافته ام.
این گل سرخ من است.
دامنی پر کن از این گل که دهی هدیه به خلق
که بری خانه دشمن که فشانی بر دوست
راز خوشبختی هر کس به پراکندن اوست.
در دل مردم عالم به خدانور
خواهد پاشید
روح خواهد بخشید.
تو هم ای خوب من!این نکته به تکرار بگو
این دلاویزترین شعر جهان را همه وقت
نه به یک بار و به ده بار که صد بار
بگو"دوستم داری"را از من بسیار بپرس
"دوستت دارم"را با من بسیار
بگو.
 
 

به من می گفت:
انقدر دوستت دارم که اگر بگویی بمیر، میمیرم... باورم

نمی شد... فقط یک امتحان ساده به او گفتم بمیر... سال هاست در

تنهایی پژمرده ام...

 کاش امتحانش نمی کردم...

اون لحظه

اون لحظه که گفتی یکی بهتر از تورو پیدا کردم،‌ یاد اون
روزایی افتادم که
به صدتا بهتر از تو
گفتم من بهترینو دارم...

 

تـمـام مـعـلوم هـا و مجـهـول هایـم را

بـه زحمـت کـنـار هـم مـی چـیـنم

فـرمـول وار ؛

مـرتـب و بـی نـقـص ...و تــو

بـا یـک اشـاره هـمـه چـیـز را

در هـم می ریــزی ...

در شرح حال گل بنویسید خار را
بر هم زنید :

خوب و بد روزگار را

[ چهارشنبه ۱٠ آبان ۱۳٩۱ ] [ ٧:۱٦ ‎ب.ظ ] [ هستی آریا ]

[ نظرات () ]

 

خدای من خداییست که اگر سرش فریاد کشیدم به جای اینکه با مشت به دهانم بزند با انگشتان مهربانش نوازشم می کند و می گوید میدانم جز من کسی نداری !!!

 

"دوستت دارم"را
من دلاویزترین شعر جهان یافته ام.
این گل سرخ من است.
دامنی پر کن از این گل که دهی هدیه به خلق
که بری خانه دشمن که فشانی بر دوست
راز خوشبختی هر کس به پراکندن اوست.
در دل مردم عالم به خدانور
خواهد پاشید
روح خواهد بخشید.
تو هم ای خوب من!این نکته به تکرار بگو
این دلاویزترین شعر جهان را همه وقت
نه به یک بار و به ده بار که صد بار
بگو"دوستم داری"را از من بسیار بپرس
"دوستت دارم"را با من بسیار
بگو.
 
 

به من می گفت:
انقدر دوستت دارم که اگر بگویی بمیر، میمیرم... باورم

نمی شد... فقط یک امتحان ساده به او گفتم بمیر... سال هاست در

تنهایی پژمرده ام...

 کاش امتحانش نمی کردم...

اون لحظه

اون لحظه که گفتی یکی بهتر از تورو پیدا کردم،‌ یاد اون
روزایی افتادم که
به صدتا بهتر از تو
گفتم من بهترینو دارم...

 

تـمـام مـعـلوم هـا و مجـهـول هایـم را

بـه زحمـت کـنـار هـم مـی چـیـنم

فـرمـول وار ؛

مـرتـب و بـی نـقـص ...و تــو

بـا یـک اشـاره هـمـه چـیـز را

در هـم می ریــزی ...

در شرح حال گل بنویسید خار را
بر هم زنید :

خوب و بد روزگار را

[ چهارشنبه ۱٠ آبان ۱۳٩۱ ] [ ٧:۱٦ ‎ب.ظ ] [ هستی آریا ]

[ نظرات () ]

دل نوشته

باران که می بارد،
دلم برایت تنگ میشود...
راه میافتم ...
بدون چتر ...
من بغض میکنم ،
آسمان گریه ...!!!

[ سه‌شنبه ۱۸ مهر ۱۳٩۱ ] [ ٦:٠۸ ‎ب.ظ ] [ هستی آریا ]

[ نظرات () ]

حرفی از ته دل

هیچ انتظاری از کسی ندارم!

و این نشان دهنده قدرت من نیست!

مسئله، خستگی از اعتمادهای شکسته است

 

 
 
تنهــایـم ...
اما دلتنگ آغــوشی نیستــم...
خستــه ام ...
ولـی به تکیـه گـاه نمـی اندیشــم...
چشــم هـایـم تـر هستنــد و قــرمــز...
 
 
 
ناله را
هر چند می خواهم که
پنهان در کشم
سینه می گوید که
من تنگ امدم
فریاد کن
ولــی رازی نـدارم...
چــون مدتهــاست دیگــر کسی را "خیلــی" دوست ندارم...
فقط خیلـی هـا را دوست دارم
 
 
 
 از آدمها دلگیر نشو
نیش زدن طبیعت شونه
سال هاست که به هوای بارونی می گن: خــــــراب... !!!!
 
گاهی بــه خـــاطـرش
مـــانـدن را تـحـمــل کن....
رفتن از دست "همـــه" برمی آید ......
 
 
 
 
 
مهربانیت انقدر زیباست که سنجاقکی،بدون ترس،کف دستت اب میخورد.
 
 
 
 
صــــ ـدای "تــــــ ــو" کافــی بود ,
صدای گـرفتـــ ـه ای که می گفت .. ...
اشتباه گرفته ایــــد.......................
 
 

 

یکی از اشتباهات زندگی ، آدم حساب کردن اونایی که آدم نبودن ، هنوز هم نشدن ، بعدا هم نمیشن...  

دلم
آنقدر تنگ است
که می ترسم
در هیاهوی اشک هایم
دیگر باز نشود....

 

  ز ایـــنـــکه بــگــویـــــی : " دوســـتـــت دارم "
هـرگـــز خـجــالــت نــکــش
بـرخـی واژه های کـوچـک
بـه اندازه ی یـک انـــفـــجـــــــار بــزرگـ
تـا ثـیـر گـذارنـد..

[ چهارشنبه ٢٩ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ ] [ هستی آریا ]

[ نظرات () ]