اب شو موسیقی منجمد...

تو چقدر
ساده‌ ای که بر همه یکسان میباری
تو چقدر ساده‌ ای که سرنوشت بهار را روی
درخت‌ها می‌نویسی
که شتک‌ها هم می‌خوانند.

آخر ببین
چه جهان بدی شد
آفتاب را
داور تو قرار داده‌اند
و تو با پائی لرزان به
زمین می‌نشینی
پیداست که می‌شکنی برف.
 

تا قَدرت را بدانند
با سنگریزه و خرده شیشه فرودآ
فکر می‌کنم سرنوشت مرا جائی دیده‌ ای
برف...

آب شو
آب شو! موسیقی منجمد!‌
و بیا و ببین
رنج را تو کشیدی
به نام بهار
تمام می‌شود...

 اب شو موسیقی منجمد من...

/ 0 نظر / 8 بازدید