من و او

 

اینجا هوا سرد است....

موهایم خیس شده...

و یک ایوان خاطره خیز ...

وباز هم من...

باز چشمانم خیس است از هوای تو.....

خاطراتت کار دیگری جز پرسه زدن در خاطرات من ندارند؟

چرا هرچه بیشتر در خاطراتم کندو کاو میکنم بیشتر به تو میرسم....؟

کمی دور شو از من...

بس است دیگر فاصله بگیر از خاطراتم...

چه میخواهد این هوا که همش سراغ تو را میگیرد؟

پاییزی دیگر امد و باز هم تو در کنار من نیستی....

چرا هر فصلی خاطره تو را برایم زنده میکند؟

پاییز است دیگه چه فرقی با دیگر فصل ها دارد که تو را پر رنگ تر میبینم؟

این هوای 2نفره چه از جون من میخواهد...

ای دوست امشب آسمان به افتخار من می بارد...

بس است دیگر اسمان...

ارام باش..

نبار ...

من تمام اشکهایم را برای خودم نگه داشته ام ...

دیر بازیست انسانها میگویند اشک را به اسمان میسپاریم تا ببارد...

اما نبار...

این دل کوچک من است که اسمان را ابری کرده است...

نبار اسمان...

تمام غم هایت برای من...

اصلا تقسیم میکنیم...

2تا من هیچی تو....

بس است دیگر اسمان...

بی تاب چه هستی؟

امشب اگر قرار بر بارش باشد این منم که میبارم....

کسی که پاییز را برایم خواستنی تر کرده بود دیگر نیست...

نبار اسمان نبار که از همه ی ابر های سیاه نفرت دارم.....

از خش خش برگها میترسم...

نکند انها به ما من و او حسودی کردن که حالا دیگر نیست...

نکند این قطره های باران حسودی کردن....

نکند...

 

 

 امضا...

هستی اریا

/ 4 نظر / 11 بازدید
بغض شیشه ای

سلام......خوبی.....شکر..[گل] وبلاگ زیبایی داری با مطالب زیبا....تبریک میگم بهت...[گل] خوشحال میشم به منم سر بزنی....اگه با تبادل لینک موافق بودی بهم بگو ...مرسی.[گل] من هر روز آپم...................................منتظر نظرات خوشکلت هستم.....[گل][گل]

محسن

هستی خانم چه متن قشنگی نوشتی.[دست] افرین داره[دست] لطف کن بیشتر بنویس من خیلی خوشم اومد.[گل]

پرستو

عالی بود هستی جان[قلب] وب زیبایی داری...[بغل]

محسن

ما متن میخوایم یالا[هورا][خوشمزه][شوخی]